حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 181
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
زيرا خود را وارث هخامنشىها ميدانست در 228 م . اردشير از فرات گذشت و قيصر روم آلكساندر سور نامهاى به او نوشته شكستهاى پارتيها ها را در زمان تراژان و سپتيمسور « 1 » تذكر داد شاه در جواب چهارصد نفر از مردمان رشيد و بلند قامت با اسلحه كامل و اسبهاى يراق طلا انتخاب كرده نزد امپراطور روم فرستاد و چنين پيغام داد : « آنچه روميها در آسيا متصرّفند ميراث من است و بايد روميها باروپا اكتفا كرده آسيا را تخليه نمايند » آلكساندر سور امر كرد سفراى ايران را گرفته در محبس انداختند و بعد مشغول تجهيزات گرديد قشون رومى بسه اردو تقسيم شد اردوى اوّل مأمور تصرّف آذربايجان گرديد اردوى دوّم به طرف شوش حركت كرد و اردوى سوّم در تحت سردارى خود امپراطور ميخواست حمله بقلب ايران برد چون اين اردوها با هم ارتباطى نداشتند اردشير استفاده كرده با تمام قواى خود اردوى دوّم را شكست داد - اردوى اوّل اگرچه در ابتداء بهرهمندى داشت و ليكن در موقع عقبنشينى تلفات زياد داد و بعد از اين شكستها اردوى سوّم هم بعجله عقب نشست و در نتيجه اين جنگها نصيبين و حرّان بتصرّف اردشير درآمدند اردشير ميتوانست داخل سوريّه شود ولى قبلا لازم ديد متوجّه ارمنستان گردد خسرو پادشاه ارمنستان سخت مقاومت نمود و چون سواره نظام در كوههاى ارمنستان نتوانست مقاومت او را درهم شكند بالاخره اردشير بحيله پادشاه ارمنستان را كشته پس از آن اين مملكت را مسخّر كرد و پسر پادشاه ارمنستان فرار نمود اردشير براى اينكه حسّيّات مردم را با خود موافق كند بجمع آورى آوستا پرداخت و مغها را ترويج و آتشكدههاى خاموش را روشن و مذهب زرتشت را مذهب رسمى ايران نمود و رئيس روحانيّين را كه بلقب مؤبذان مؤبذ « 2 » ملقّب بود بيكى از بلندترين مقام دولتى ارتقاء
--> ( 1 ) - SPTIMUS SEVERUS ( 2 ) - مؤبذان مؤبذ بجاى مؤبذ مؤبذان است در زبان پهلوى مضافاليه مقدّم بر مضاف استعمال مىشود .